گرافیک رشته ی من
 
 تمرین های کلاس استاد عزیزم جناب آقای مرادی،من خودم اسم این کار را خواب امن گذاشته ام

 

 

 سگ نگهبان

زندان انفرادی

زیارت..قفل دلم بسته به نگاه توست آقا

 

 

خستگی کار

کوسه ها

هدفمند

[ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 ] [ 1:38 ] [ فرزاد ]
مصطفی اسداللهی، نقاش و گرافیست ایرانی، متولد 1329 تهران است.

او فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران 1355 و نیز فارغ التحصیل دانشگاه سوربن پاریس در سال 1359 است. عضو هیأت علمی دانشکده هنرهای زیبا ـ دانشگاه تهران، عضو وابسته پردیس بین المللی کیش ـ دانشگاه تهران، عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، رئیس هیأت مدیره انجمن طراحان گرافیک ایران 85 ـ 1382، طراح دفاتر گرافیکی، آتیله ها، شرکت های انتشاراتی و تبلیغاتی 59 ـ 1344، طراح و مدیر هنری شرکت تبلیغاتی پیشرو 57 ـ 1353، عضو هیأت داوری نخستین فستیوال برنامه های تلویزیونی 1374، عضو هیأت داوران جشنواره مطبوعات ـ بخش گرافیک 1376، عضو شورای برگزاری دوسالانه ششم طراحان گرافیک ایران 1378، عضو هیأت برگزاری نمایشگاه پوسترهای تجربی ایران 1380، مدیر هنری، پروژه مجموعه کتاب های تصویری خورشید ایران 76 ـ 1374، دبیر هفتمین نمایشگاه دوسالانه طراحان گرافیک ایران 1380، عضو هیأت برگزاری نمایشگاه پوسترهای تجربی تهران ـ 1382، عضو شورای انتخاب آثار هشتمین دوسالانه جهانی پوستر تهران ـ 1382، مدیر هنری فصلنامه"نشان" 84 ـ 1381، عضو شورای برگزاری و هیأت انتخاب آثار نهمین دو سالانه گرافیک معاصر ایران 1386، سوابق تدریس در دانشگاه های ایران: دانشکده هنرهای زیبا (دانشگاه تهران)، دانشکده هنرهای کاربردی (دانشگاه هنر)، دانشکده هنر (دانشگاه الزهرا)، دانشکده هنر و معماری (دانشگاه آزاد اسلامی)، پردیس بین المللی کیش (دانشگاه تهران) از جمله سوابق و فعالیت های هنر این هنرمند گرافیست به شمار می روند.

او از جمله مؤسسان انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران بوده است.

در ادامه می‌توانید کارهای این هنرمند را ببینید.



برگرفته شده از yaghout.blog.ir


ادامه مطلب
[ یکشنبه یازدهم خرداد 1393 ] [ 14:57 ] [ فرزاد ]

صفحه آرايي چيست؟

 

پيشينه صفحه آرايي در ايران، به گذشته هاي بسيار دور، يعني زماني كه سومري ها بر روي لوحه هاي گلي، مفاهيم مرتبط با يكديگر و ادامه داري را مي نوشتند، باز مي گردد. شكل عيني نخستين كتاب ها، به صورت اتاقي بوده است كه ورق هاي خشتي كتاب، كه هر كدام چند سانتي متر ضخامت داشته اند، در طبقه هاي نصب شده به ديوارهاي اين اتاق قرار مي گرفتند. سپس، پوست برخي از حيوانات براي توليد كتاب به كار مي رود و پس از آن، كتابهاي كاغذي رايج مي شود.



ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ] [ 2:17 ] [ فرزاد ]

تایپوگرافی اصطلاحی است که این روزها در مجامع هنری گرافیکی زیاد شنیده می شود. گاهی آن را با خوشنویسی (کالیگرافی) اشتباه می گیرند.  هرچند که استفاده از این تکنیک پیشینه حداقل 50 ساله در ایران دارد. در تایپوگرافی خوانا بودن مهم است زیرا در زمینه ای استفاده می شود که اطلاع رسانی وجه بارز آن است، ولی در خوشنویسی زیبایی در اولویت قرار دارد.



ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ] [ 1:5 ] [ فرزاد ]


مقدمه:

در دنیای امروز که مقادیر روز افزون و قابل توجهی خبر و پیام درسطح جهان از راههایی به غیر از زبان و گفتار به صورت تصویر ( عکس، فیلم و علایم گرافیکی) نقل و پراکنده می شود، دانستن نکاتی در مورد فهم بیشتر و بهتری از اخبار و پیامهای بصری ایجاب می کند.
ما برای بهتر دیدن نیازمند چیزی فراتر از مهارت در یادگیری زبان داریم، . دیدن تصویر و شرکت در فرآیند سازماندهی آن، عملیخلاقاست.
باید در زبان تصویری از حد موهبت طبیعی توانایی دیدنِ تشخیص بصری خود فراتر رویم. امروزه آموختن اصول و عناصر اولیه ی بصری امری واجب است.
به این ترتیب، درست دیدن و درست استفاده کردن از تصویر و پیامهای بصری به طور کلی، فنی است که باید قدم به قدم فراگرفته شود – البته به ضرورت این فراگیری منجر به تبدیل انسان به یک هنرمند نمی شود ولی با این وصف، لزوم آن در زمان حاضر روز به روز برای عده ی بیشتری مطرح می شود.

نکات مهمی که می توان آنها را نکات برجسته ی دستور زبان بصری نامید عبارتند از:

عناصر اولیه بصری( نقطه، خط، شکل، رنگ، جهت و..)
ترکیب بندی یا کمپوزیسیون


ادامه مطلب
[ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ] [ 14:52 ] [ فرزاد ]

«میکل‌آنژ» دومین پسر از خانواده «لئوناردو دی‌بوناروتی سیمونی» و «فرانچسکا دی‌نری» است.


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ] [ 21:8 ] [ فرزاد ]


قباد شیوا هنرمند پیشکسوت عرصه گرافیک در خصوص ارزیابی‌اش از جشنواره هنرهای تجسمی فجر به خبرنگار هنرآنلاین گفت: برای این‌که جشنواره هنرهای تجسمی فجر شکل مطلوب‌تری پیدا کند باید در طول سال برنامه‌ریزی و اطلاع‌رسانی در جریان باشد و برگزاری جشنواره در یک زمان محدود و با شتابزدگی انجام نشود.

او درباره لزوم حمایت دولت از این جشنواره اظهار کرد: طبیعی و لازم است که چنین جشنواره‌هایی از طرف دولت حمایت شود و مدیران هنری بسترسازی‌ها و امکانات لازم برای برگزاری جشنواره را تامین کنند اما آن چیزی که مربوط به هنر و مسائل تخصصی می‌شود باید توسط خود هنرمندان انجام شود و امور تخصصی جشنواره‌ها به انجمن‌ها و تشکل‌های هنری سپرده شود.

شیوا درباره حضور جوان‌ها در این رویداد هنری گفت: این‌که به جوان‌ها میدان داده شود و بسترهایی برای ارائه هنرشان فراهم کنیم کار بسیار خوبی است اما در این میان نباید قدیمی‌تر‌ها و حرفه‌ای‌ها فراموش شوند. جوان‌ها هم باید برای حضور در چنین رویدادی به یک نقطه استاندارد در حرفه‌شان رسیده باشند. در هر جشنواره‌ای باید بخش حرفه‌ای‌ها و بخش هنرمندان جوان هم‌زمان باشد اما جداگانه ارائه شود. در اغلب جشنواره‌های هنری دنیا هنرمندان در هر سنی شرکت می‌کنند و آثار هنرمندان در سالن‌های مختلف به نمایش در می‌آید.

او در این باره افزود: به عقیدهٔ من آن جوان‌هایی که به یک نقطه استاندارد در فعالیت حرفه‌ای‌شان رسیده‌اند به خاطرفعالیت‌ها و زحمت‌های خودشان بوده است و این سال‌ها در دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی نتوانسته‌ایم خیلی موفق عمل کنیم.

این مدرس گرافیک در پایان سخنانش تاکید کرد: مسئله این نیست که یک هنرمند فوق لیسانس دارد نه، این همه لیسانس و فوق لیسانس بعد از انقلاب در رشته گرافیک داشته‌ایم ولی هنوز کسی که استاندارد کارش مثلا در سطح مرحوم ممیز باشد نمی‌بینیم. دلیلش شاید این است که انتظار‌ها پایین آمده است. به جای این‌که ما سطح جشنواره‌ها را بالا ببریم که جوان کوشش کند و خودش را به آن استاندارد‌ها برساند، سطح جشنواره‌ها را پایین آورده‌ایم که این به ضرر فرهنگ است.


http://www.honaronline.ir/Pages/News-41336.aspx


[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ] [ 13:18 ] [ فرزاد ]

گرافیک یک نوع زبان تصویر است

یک نقاش از طریق نقاشی تمام احساسات خود را از طريق قلمو و رنگ بیان می کنه و در نتيجه امكان دارد كه پيام روشن و واضحي براي همه افراد نداشته باشد يعني يك نقاش عواطفش را بيان مي كند و كاري به اين ندارد كه مخاطبش منظورش را درك مي كند يا خير. به همين دليل در يك نمايشگاه نقاشي از يك تابلوي مشخص؛ افراد مختلف برداشت هاي متفاوتي دارند اما يك گرافيست موظف است پيام خود را به گونه اي بيان كند كه حتما مخاطبش منظورش را دريافت كند


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ] [ 12:46 ] [ فرزاد ]

[ جمعه سیزدهم دی 1392 ] [ 14:24 ] [ فرزاد ]

.jpg

[ دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392 ] [ 21:30 ] [ فرزاد ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

بنام خدا..سلام دوست خوبم،بنده دانشجوی گرافیک هستم ،از حضور گرمت در وبلاگم بی نهایت سپاسگذارم..من به طراحی با مداد وگرافیک ونقاشی علاقه بسیاری دارم ، طراحی هایی را که می بینید تمام کارهایی هست که در طول کلاس ها و تمرین انجام می دهم.. امیدوارم در آینده طراحی و نقاشی های بهتر و ارزشمندتری را برای شما عزیزان انجام دهم ...و ممنونم که با نظرات ارزشمندتان بنده را فراوان خوشحال می کنید...


ابری نیست .

بادی نیست.

می نشینم لب حوض:

گردش ماهی ها ، روشنی ، من ، گل ، آب.

پاکی خوشه زیست.

مادرم ریحان می چیند

نان و ریحان و پنیر ، آسمانی بی ابر ، اطلسی هایی تر.

رستگاری نزدیک : لای گل های حیاط.

نور در کاسه مس ، چه نوازش ها می ریزد!

نردبان از سر دیوار بلند ، صبح را روی زمین می آرد.

پشت لبخندی پنهان هر چیز.

روزنی دارد دیوار زمان ، که از آن ، چهره من پیداست.

چیزهایی هست ، که نمی دانم.

می دانم ، سبزه ای رابو بکنم خواهم مرد.

می روم بالا تا اوج ، من پر از بال و پرم.

راه می بینم در ظلمت ، من پر از فانوسم.

من پر از نورم و شن

و پر از دار و درخت.

پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج.

پرم از سایه برگی در آب:

چه درونم تنهاست.

من به سیبی خوشنودم

و به بوییدن یک بوته بابونه.

من به یک آینه، یک بستگی پاک قناعت دارم.

من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد.

و نمی خندم اگر فلسفه ای ، ماه را نصف کند.

من صدای پر بلدرچین را ، می شناسم،

رنگ های شکم هوبره را ، اثر پای بز کوهی را
.
خوب می دانم ریواس کجا می روید،

سار کی می آید، کبک کی می خواند، باز کی می میرد،

ماه در خواب بیابان چیست

مرگ در ساقه خواهش

و تمشک لذت ، زیر دندان هم آغوشی.

من به آغاز زمین نزدیکم.

نبض گل ها را می گیرم.

آشنا هستم با ، سرنوشت تر آب، عادت سبز درخت.

روح من در جهت تازه اشیا جاری است .

روح من کم سال است.

روح من گاهی از شوق ، سرفه اش می گیرد.

روح من بیکار است:

قطره های باران را، درز آجرها را، می شمارد.

روح من گاهی ، مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد.

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.

من ندیدم بیدی، سایه اش را بفروشد به زمین.

رایگان می بخشد، نارون شاخه خود را به کلاغ.

هر کجا برگی هست ، شور من می شکفد.

بوته خشخاشی، شست و شو داده مرا در سیلان بودن.

مثل بال حشره وزن سحر را می دانم.

مثل یک گلدان ، می دهم گوش به موسیقی روییدن.

مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم.

مثل یک میکده در مرز کسالت هستم.

مثل یک ساختمان لب دریا نگرانم به کشش های بلند ابدی.

تا بخواهی خورشید ، تا بخواهی پیوند، تا بخواهی تکثیر.


امکانات وب